سفر داخلی یا داخلی؟
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸  

نمی دونم که سفر به ایران برای کیان سفر خارجی محسوب میشد یا داخلی بهرحال در تاریخ ٢ دی ١٣٨٨ مصادف با ٢٢ دسامبر ٢٠٠٨ عازم ایران شدیم. ظرف مدت این ٢ هفته، کیان فرصت یافت تا با صدای قوم و خویشها آشنا بشه، در ضمن شاهد عقد عموش هم در تاریخ ٨ دی (٢٨ دسامبر) بود. اما از همه مهمتر روز ٩ دی بود که فهمیدیم کیان بابا کاکل زریه!


کلمات کلیدی: کیان بابا ،ایران ،مالزی ،کرمان
 
Annunciation
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

خبر خوب دادن به کسی را خیلی دوست دارم اما بنا به پاره ای از مصالح خبر وجود کیان در هفته هفتم به اطلاع مامان بزرگها و بابا بزرگهاش رسید و از اونجایی که کیان نوه بزرگ ٢دو خانواده محسوب میشه خیلی زود در همه جای ایران پخش شد!!! لبخند 

در مالزی روز ۶ دسامبر (قبل از اینکه ملت به مناسبت تعطیلات ژانویه از دسترس خارج شن) یه مهمونی شام کریسمس توسط یکسری از بچه ها تدارک دیده شده بود. ما هم با یک کیک میوه ای خوشمزه و خبر خوش وجود کیان در اون مهمونی شرکت کردیم و به قول خارجیها کیانو announce کردیم. لبخند

پاورقی: Annunciation از جشنهای مسیحیهاست و مصادف با روزیست که جبرئیل خبر بچه دار شدن حضرت مریم را به او می دهد.

 


کلمات کلیدی:
 
سفر به تایلند
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸  

٣ تا ۶ آبان ١٣٨٧ (٢۴ تا ٢٧ اکتبر ٢٠٠٨)

گرچه حضور کیان در وجود مامانش اثبات شده بود اما هنوز در باور من به درستی شکل نگرفته بود که که عازم سفری از پیش برنامه ریزی شده به تایلند شدیم. این در حالی بود که به جز دکتر هیچ کس دیگر از وجود کیان خبری نداشت و البته همین دکتر به خاطر تب شدید چند روز پیش مامان کیان از سفر ما ناخشنود بود.

سفر تایلند هرچند خیلی کوتاه بود اما بواسطه هیجان حضور کیان یکی از شیرین ترین سفرهایی بود که تا بحال رفته بودم.

صنعت توریسم در درآمد کشور تایلند سهم عمده ای دارد و این موضوع در همان بدو ورود به فرودگاه بانکوک با مشاهده کثرت سرویسهای گشت و گذار در تایلند قابل مشاهده است. ماهم سراغ یکی از این سرویسها رفتیم تا برای روز اول سفرمان برنامه ریزی کنیم. ١۵ دلار آمریکا هزینه یک سفر ۴ ساعته در بانکوک شامل یک ماشین و راننده اختصاصی و راهنمای مسلط به زبان انگلیسی بود!!!

راهنمای تور که pom نام داشت یه خانم تایلندی بود که در خانواده ای بودایی متولد شده بود. پس از اتمام دبیرستان برای فراگیری زبان انگلیسی عازم کانادا شده و در همانجا تغییر دین داده و مسیحی شده بود. پس از بازگشت از کانادا در سفری عاشق یک پسر مسلمان مالزیایی شده و ضمن ازدواج با او به دین مبین اسلام گرویده بود. اما این ازدواج دیری نمی پاید و pom پس از طلاق گرفتن به همراه بچه اش به تایلند بازگشته و مجددا به دین بودا روی می آورد!

از او درباره اختلاف ادیان پرسیدم و در جواب گفت که همه مثل هم هستند فقط ظاهر عبادت فرق می کند!

 


کلمات کلیدی: تایلند ،بانکوک ،سفر ،کیان
 
اولین عکس کیان بابا
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

بدون شرح!

 


کلمات کلیدی: کیان ،عکس
 
انتخاب اسم بچه
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  

یکی از سرگرمیهای دوران انتظار مسافر کوچولو انتخاب اسمه! اسمی که هم از نظر فارسی پرمعنی باشه و هم در زبانهای خارجی معنی بدی نداشته باشه.

از یکی از بزرگترها پرسیدیم اسم بچهمونو چی بذاریم گفت از من نپرس چون یه چیزی میگم، بعد شما چیز دیگه می ذازین و من ناراحت می شم!!!

به هر حال انتخاب اسم برای مسافر کوچولوی ما بعد از طی کردن یه پروسه 2-3 ماهه نهایی شد. یه ماهی اسم دختر و پسر انتخاب کردیم، بعد از معلوم شدن شازده پسریش هم یه ماهی سر و کار بودیم تا دست آخر از بین سینا، آرین، دانیال و کیان اسم مسافر کوچولوی ما کیان شد.

کیان در زبان فارسی به معنی پادشاهی است، در زبان عربی به معنی سرزمینها، در زبان چینی به معنی قوی و در زبان ایرلندی به معنی باستانی است.

ایشالا سالم دنیا بیاد!