مسجد
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٥  

امروز برای اولین بار در مالزی رفتم مسجد. موقع نماز عصر بود و نماز جماعت با حدود ۲۵ نفر نمازگزار برگزار شد. با اینکه هوای اینجا گرم است اما خبری از بوی نامطبوعی که در برخی از مساجد ایران به مشام می رسد نبود. پس از پایان نماز پیش نماز مسجد به من گفت سلام علیکم و سپس به زبان مالایایی به من خوش آمد.

تا جایی که من اطلاع دارم مسلمانان مالزی بیشتر شافعی هستند و تا امام ششم شیعیان را به عنوان امام قبول دارند اما شیوه و نماز خواندن آنها بیشتر شبیه سنی هاست تا شیعیان. اما یک نکته در اینجا برای من مبهم است و آن هم مساله مربوط به ظهور امام زمان در فرقه های مختلف دین اسلام است. آیا سنی ها و یا شافعی ها هم به کسی به عنوان منجی در دین خود اعتقاد دارند؟ 


کلمات کلیدی:
 
صفات خدا
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸٥  

در تایید مقاله "خدایی از جنس حقیقت" از نوشته های جویبار عزیز مطلبی را از خطبه1 نهج البلاغه در زیر می آورم:

"... کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند او را به چیزی نزدیک کرده، وبا نزدیک کردن خدا به چیزی، دوخدا مطرح شده، و با طرح شدن دو خدا، اجزایی برای او تصور نموده، و با تصور اجزا برای خدا، او را نشناخته است. ..."


کلمات کلیدی:
 
حرف مرد يکيست
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۸٥  
(لطفا قبل از خواندن Ctrl+F5 را به منظور بازیابی اطلاعات از سرور فشار دهید)

خدا را شکر تا الان 27 عید نوروز را پشت سر گذاشته ام. 18 نوروز در کرمان بوده ام و 9 نوروز در تهران. اگر بخواهیم از قانون اعداد پیروی کنیم، عدد بعد از 9 در تصاعد حسابی نزولی 4.5 خواهد بود، آیا من 4.5 سال در پینانگ خواهم ماند؟!

چیزی تا اغاز 28امین بهار زندگی هم باقی نمونده و من حدود 45 روز است که به مالزی اومده ام. در این 45 روز حتی یکبار هم برای تهران دلتنگی نکرده ام، نه دلم برای دود و دم تهران تنگ شده، نه برای ترافیک های پیچیده. نه برای قیافه های عبوث و درهم مردم و نه برای اداره های مافیاییش. اما برعکس تهران دیروز که عکس کوه شاه خیرالله را در صفحه اول لینک parizi.ir  دیدم، یهو دلم به شدت هوای پاریز و کرمان را کرد.

در این 27-28 سال فکر کنم که فقط برای چند ماه دوست داشتم که تهران شهر زندگی من باشد و اون هم زمانی بود که برای کنکور دانشگاه حاضر می شدم. یادم میاد چند ماه قبل از فارغ التحصیل شدن در جواب یکی که ازم پرسید برنامه زندگیت چیست گفتم که تا سال دیگه یا می رم کرمان یا کالیفرنیا! اما نشد دیگه، شرایط کالیفرنیا جور نشد، در کرمان هم فرصت کاری مناسب پیدا نشد و الان هم پس از 6-7 سال از آن موقع سر از پینانگ در آوردم که تا سه ماه پیش نمی دانستم کجای نقشه جغرافیاست.


کلمات کلیدی:
 
جرجاک
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٥  

دیروز به جرجاک رفته بودیم، جزیره ای کوچک در کنار پینانگ. جزیره ای که در قدیم به عنوان تبعیدگاه جزامیها و همچنین زندانی به منظور نگهداری زندانیها بوده است. اما امروز تفریح گاهی برای مردم است. هتل، رستوران، پیست دوچرخه سواری کوهستان، استخر، میدان نبرد پینت بال، استخر ماهیگیری، زمین ورزش های مختلف ساحلی و ... از امکانات این مجموعه است. هر 2 ساعت یکبار بین پینانگ و جرجاک قایقی در رفت و آمد است که بلیط رفت و برگشتش برای هر نفر 25 رینگت است. البته ناگفته نماند که در تبلیغات مربوط به جرجاک آمده که در قدیم خارجی ها را ابتدا در این جزیره قرنطینه می کردند و در صورت تائید عدم بیماری به مالزی راه می دادند. اما همانطور که گفتم محلیها اعتقاد دارند که جزامیها را به منظور قرنطینه به جرجاک می بردند و به همین خاطر آنها (محلیها) از امکانات جرجاک زیاد استقبال نمی کنند.

اما نکته قابل توجه دیروز مغازه دار جرجاک بود. ایشان وقتی که متوجه شد ما ایرانی هستیم گقت خوش به حالتون با این رئیس جمهورتون!!! گفتیم دوست داشتی به جای رئیس جمهور شما احمدی نژاد رئیس جمهور مالزی بود؟ کمی فکر و گفت راستش بعضی وقتها بله و بعضی وقتها نه! چند دقیقه بعد وقتی داشتیم موضوع را با بچه ها بررسی می کردیم یکی از بچه ها گفت چند روز پیش یک راننده تاکسی گفته که من اگه یه پسر داشتم اسمش را حتما احمدی نژاد می گذاشتم!!!


کلمات کلیدی:
 
قدرت خريد يک مهندس
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٥  

شاید مقایسه قیمت کالا بین دو کشور چندان کار درستی نباشد و نتوان آن را معیار هیچ تصمیم گیری قرار داد. اما جهت اطلاع می خواستم قیمت برخی کالاها را در مالزی عنوان کنم. فقط این توضیح را اضافه کنم که ستون سوم (تعدیل شده) مربوط به قدرت خرید یک مهندس تازه کار در مالزی در مقایسه با ایران است. در واقع اگر حقوق یک مهندس تازه کار در ایران را 500 هزار تومان و حقوق یک مهندس تازه کار در مالزی را 5000 رینگت فرض کنیم، آنگاه یک تناسب 1 به 100 را برای حقوق دو مهندس خواهیم داشت. لذا در ستون سوم قیمت کالای 1 رینگتی در مالزی 100 تومان ایران محاسبه شده در حالیکه برای ستون دوم همان نرخ تبدیل 1 به 250 (قیمت هر رینگت مالزی، 250 تومان است) در نظر گرفته شده است.

 

قیمت تعدیل  شده

در مالزی به تومان

قیمت در مالزی

به تومان

نام کالا

375

935

شیر یک لیتری پاکتی

300

750

10 عدد تخم مرغ غنی شده امگا3

220

550

یک کیلو پیاز سایز متوسط

90

225

100 گرم فیله مرغ بدون پوست و تمیز

250

625

یک کیلو موز

650

1625

120 گرم مغز گردو خوب

400

1000

یک بسته پودر لباسشویی 500 گرمی

3200

8000

آرایشگاه مردانه (شستن،کوتاه کردن، همراه باچای!)

3700

9250

Kingstone Usb drive 1G

34000

84500

جارو برقی فیلیپس 1600

136800

342000

ماشین لباسشویی اتوماتیک 5کیلویی ELBA

5600000

14500000

پروتون GENII  با تمام امکانات 2007

12800000

32000000

هیوندای سوناتا 2007

بسیار زیاد (نه هوای مسموم، نه استرس و فرصت کافی برای ورزش)

جون آدمیزاد

 


کلمات کلیدی:
 
آیا واقعا حق با مشتری است؟
ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٥  

 

1-      وقتی که می خواستیم برای گرفتن خط تلفن اقدام کنیم، با اداره مخابرات تماس گرفتم، 2 ساعت بعد مامور مخابرات در محل شرکت ما برایمان فرم تقاضا آورد، فردای آن روز برای دریافت هزینه و مدارک مجددا به محل شرکت ما آمد و دو روز بعد تلفن خانه ما وصل شد.

2-      امروز از provider تلفن همراه پیغامی دریافت کردم که شما از این لحظه می توانید صد SMS مجانی داخلی بفرستید.

3-      روز شنبه برای خرید خودرو به چند showroom مراجعه کردم. میتسو بیشی، هیوندای، نیسان، پروتون و  پرودوآ. از چند ماشین خوشم اومد. دیروز از شرکت هیوندای تماس گرفتند که هروقت که وقت کردی می تونی برای تست راننگی با مدلهای مختلف تشریف بیاورید. از پروتون email زدند که در صورت خرید محصولات پروتون، 3800 رینگت مالزی به عنوان کمک هزینه سفر به جزایر قناری در اختیار شما قرار خواهد گرفت. و در نهایت نیسان (که به احتمال زیاد انتخاب ما خواهد بود) گفت که هر وقت مدارکتون برای وام حاضر شد تماس بگیرید تا برای گرفتن آنها به محل کار شما بیاییم.

4-      داستان تویوتا و سرویس شرکت را هم که قبلا نوشتم.

5-      ...

 

می خواستم اینجا چیزی بنویسم  ولی چون الان احساس خوبی نسبت به ایران عزیز ندارم ترجیح می دم که نکات بالا را بدون شرح بگذارم.


کلمات کلیدی:
 
خدایی از جنس حقیقت
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٥  

در پاسخ به مقاله "خدایی از جنس حقیقت" جویبار عزیز باید بگم که:

وقتیکه می گم یکی مهربونه یعنی نامهربونی رو دیدم، وقتیکه می گم یکی عادله یعنی بی عدالتی رو دیدم، وقتیکه می گم یکی هست یعنی نیستی رو دیدم. و در نهایت وقتی کشت و کشتار و بدی هست می تونم قدر خوبی رو بدونم.

حالا اگه بخوام با دلیل بگم خدای عالم هستی عادله یعنی باید در عالم نیستسی نا عدالتی رو دیده باشم، ولی چون من نمی تونم نیستی رو ببینم، پس به این راحتی و بدون تفکر و مطالعه نمی تونم در برابر صفات خدا اظهار نظر کنم. فقط می تونم اینو بگم که حکمت خداست که من می تونم با دیدن بدی و کشت و کشتار بفهمم که خوبی و آرامش چقدر خوبه!

این رو هم اضافه کنم که اینکه در کره زمین کشت و کشتار است، بدی و نا عدالتی است، از قدرت اراده ای است که در اختیار آدمهاست و حالا بعضی ها در کارای خوب به کارش می گیرند و بعضی ها در کارای بد. امام هادی (ع) میگه: "دنیا بازاری است که جمعی درآن سود می­برند و جمع دیگر زیان." در قرآن هم این موضوع به صراحت اعلام شده است، مثلا در سوره عصر می خونیم: ان الانسان لفی خسر. یعنی اینکه همه در این بازار بزرگ زیان می­کنند، مگر یک گروه که برنامه آنها در آیه بعد سوره عصر بیان شده است.


کلمات کلیدی:
 
باران
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ اسفند ۱۳۸٥  

کمتر از یکماه است که به پینانگ آمده ایم، اما هنوز از بارانهای سیل آسا، که قبل از اومدن ما به جزیره زیاد در موردش شنیده بودیم، خبری نیست. البته چند روزیست که اینجا هر روز باران می بارد. باران هایی در هوای بالاتر از 25 درجه سانتی گراد که تا حالا تجربه نکرده بودم. حتی در یک غروب بارانی تجربه شنا در استخر (زیر باران) را نیز به تجربیات خودم اضافه کردم.

اینجا سال به دو فصل خشک و بارانی تقسیم می شود که البته به صورت ممتد نیستند. یعنی مثلا دو ماه ژانویه و فوریه خشک است. بعد چند ماه بارانی است دوباره فصل خشک شروع می شود و باز قبل از ژانویه فصل بارانی را خواهیم داشت. قبل از سال نو چینی نیز، گرمترین و خشک ترین ماه سال را داریم.

 


کلمات کلیدی:
 
چند نکته
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥  

1-      پینانگ به داشتن رستوران های فراوان مشهور است. تقریبا برای هر قشری با هر درآمدی امکان پذیر است که روزی حداقل یک وعده غذا را در رستوران صرف کند. رستورانهای مالایایی با غذاهای شیرین، هندی ها با غذاهای تند و چینی ها با سس هاشون (به خصوص سس سویا) مشهور هستند. یک سری fast foodهای غربی نیز در جزیره وجود دارد (که به ذائقه ما بیشتر خوش میاد). اما متاسفانه به جز یکی دو رستوران کوچک مدیترانه ای که آنها هم تحت تاثیر سس های چینی قرار دارند، دیگر غذای مدیترانه ای به چشم نمی خورد. خلاصه اینکه ما اینجا از غذاها و رستوانهای چینی و مالایایی فراری هستیم. یکی از بچه ها به شوخی (که البته شاید کمی هم جدی باشد) می گفت که اینجا از هر جنبنده ای سسی تهیه می کنند و آن را به غذای خود اضافه می نمایند که همان سس مواد اولیه غذایی را خراب می کند.

2-      در بین ما ایرانی ها مشهور است که چینی ها (و کلا شرقی ها) خیلی به یکدیگر شبیه هستند. شاید این به خاطر شکل چشمان آنها باشد که در اولین نگاه توجه ما را به خود جلب می کند و ما را از دقت در بقیه اجزای صورتشان منع می کند. آخه یکی از مالایایی ا اینجا می گفت شما ایرانیها خیلی به هم شبیهید(!!!)، همه چشمهای درشت دارید و رنگ پوستتون سبزه است.

3-      اغلب خانواده های چینی ساکن پینانگ، زیاد بچه دارند. انگار زیاد بچه داشتن در چینیها موروثی است. در پینانگ هم که کنترلی بر تعداد بچه ها نیست، لذا در خیابان صحنه هایی زیادی را می بینی که یک خانم حامله بچه به بغل داره عبور می کنه یا 3-4 تا بچه قد و نیم قد دارن پشت سرش راه می رن.

4-      پینانگ تنها استان در مالزیه که استاندارش چینی است. آزادی عقیده و ادیان نیز (تا جایی که ما شنیدیم) نسبت به بقیه استانهای مالزی بیشتر است. یعنی از یک طرف خیابون داره صدای اذان میاد، در حالیکه در طرف دیگه دارن مشروبات الکلی می فروشند.

5-      اینجا ظاهرا لهجه ما خیلی (حداقل برای چینی ها) نا مانوس است. معمولا تا صدای ما را می شنوند از ما می پرسند مال کدام کشورید و بعد از شنیدن ایران معمولا سریع سراغ بوش می رن! چند روز پیش یکی از همسایگان از ما این سوال را کرد و وقتی پاسخ ایران را شنید گفت بوش خیلی برای شما مشکل آفرینه و می خواد به کشورتون حمله کنه! یک راننده تاکسی دیگه که قبلا ذکر خیرش و کرده ام هم گفت مسلمونا باید با هم متحد بشن و با بوش و امثال اون مقابله کنن. البته یکی دیگه از چینیهای پینانگ اصلا نمی دونست ایران کجاست و وقتی گفتیم در خاورمیانه است گفت که پس شمابه زبان عربی صحبت می کنید!!! یکی دیگه از عشق فوتبالاشون هم وقتی اسم ایران را شنید گفت علی دایی!

 


کلمات کلیدی:
 
سلطه
ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٥  

با اجازه بامداد عزیز و با انگیزه ای که مقاله "سلطه" ایشان به من داد، شعری از فردوسی و برداشت خود از نظریه آقای علی رضا قلی را در این زمینه نقل می کنم (متن نظریه ایشان در حال حاضر در دسترسم نمی باشد): 

بر آمد بر آن تخت  فرخ پدر                 به رسم  کیان بر سرش تاج زر

کمربست بافرشاهنشهی                جهان گشت سرتاسر اورا رهی

زمانه  بر آسود  از  داوری                  به  فرمان  او دیو  و  مرغ و  پری

جهان را  فزوده بدو  آبروی                 فروزان شده تخت شاهی بدوی

در واقع این شعر در وصف جمشید است که پس از سلطنت 30 ساله طهمورث، با فرشاهی و داشن شکوه و عظمت به سلطنت می رسد و مطابق با هر جانشینی قدرت در ایران کلیه خصومتها را از بین می رود و مردم ایران همگی فرمانبردار جمشید می شوند. این پادشاه مظهر نیکی در جهان است و مملکت بواسطه او آباد می شود و خیر می بیند.

این تلقی که قدرت سیاسی، بر دیگران "سلطه" دارد و حاکم مطلق است و در نتیجه تمام آبادانیهای مملکت از اوست چیزی است که از زمان فردوسی تا کنون بر مملکت ما حاکم بوده است، لذا نیاز به تعمق چندانی جهت درک ندارد.


کلمات کلیدی: