بلیط مجانی
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٦  

هفته گذشته یک نمایشگاه توریستی در پینانگ برگزار شد که در آن آژانسهای گوناگون مسافرتی و شرکتهای خدمات حمل ونقل و توریستی شرکت داشتند. بلیط ورودی این نمایشگاه 2 رینگت بود. 

در این نمایشگاه offerهای فراوانی از خدمات مختلف مسافرتی وجود داشت. یکی از این موارد مربوط به شرکت هوایی firefly  بود که تعداد 120000 بلیط هواپیمای مجانی (هر بلیط 40 رینگت مالیات داره که البته باید پرداخت شود)، به مشتریان ارائه می کرد.

ما هم مثل بقیه یک فرم گرفتیم و مسیر هوایی مورد نظر را در آن نوشتیم. کمتر از یک ربع بعد یک آقای خندان و خوش اخلاق اسم ما را خواند. وقتی رفتیم پیشش بلند شد دست داد، تشکر کرد که خط هوایی اونا رو انتخاب کردیم و شماره بلیط را به ما داد (البته برا هر بلیط 40 رینگت مالیات را گرفت). 

خیلی برام جالب بود که چرا این بلیط ها را برای فامیلاش رزرو نکرده بود؟!!! چرا اصلا هیچ منتی نسبت به ما نداشت؟!!! و اینکه اصلا چطور من بدون اینکه بخوام تو صف وایستم و کسی هلم بده تونستم این بلیط را بگیرم!!!


کلمات کلیدی:
 
کارت اعتباری
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٦  

بالاخره اولین کارت اعتباری من هم در کشور مالزی صادر شد. و من هم به جمع افراد معتبر اضافه شدم.

اما قضیه اینه که به جز Maybank مالزی تقریبا هیچ کدام از بانکهای دیگه که در مالزی شعیه دارند حاضر به دادن اعتبار به ایرانیها نیستند.


کلمات کلیدی:
 
فستيوالهای ايران
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦  

چند روز پیش یکی از دوستان هندی از من پرسید کی میرید ایران؟ گفتم شاید اکتبر شاید هم دسامبر. گفت حتما در این دوماه فستیوالهای زیادی در ایران است که می خواهید بروید!

راستی ما در ایران چقدر فستیوال داریم؟ چقدر جشنها و شادیهای عمومی در ایران برگزار می شود؟ چقدر شرکت در جشنها برای عامه مردم میسر است؟

من که به جز مراسم سوگواری هیچ حرکت دسته جمعی و شادی عمومی در ایران سراغ ندارم!


کلمات کلیدی:
 
فرهنگ سازی
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ تیر ۱۳۸٦  

خیلی برام جای تعجب داشت وقتی که می دیدم با وجود آبهای معدنی موجود در بازار اینجا همه از قمقمه استفاده می کنند. روز شنبه سر کلاس دیدم که استاد و تعدادی از بچه ها هم از قمقمه استفاده می کنند. بالاخره از یکی از بچه ها پرسیدم که چرا اینهمه استفاده از قمقمه در پینانگ رواج داره و در پاسخ جوابی شنیدم که کمی منو به تفکر واداشت. هم کلاسی گفت که از اونجایی که بطری های یکبار مصرف آب معدنی محیط زیست را آلوده می کنند کسی رغبتی به استفاده از آنها ندارد!!!

به یاد روزی افتادم که در پمپ بنزین بزرگراه رسالت (نبش خیابان کرمان) به راننده بغلی که حواسش جای دیگه بود گفتم آقا باکت پرشده و بنزینت داره می ریزه، آقاهه هم با یه لحجه معتادی گفت: بتوچه! پولشو می دم!!!

قدری ببشتر که فکر کردم دیدم ما کجا و اینا کجا؟! آخه کی به اینا یاد داده که از بطری یکبار مصرف آب نخورن تا محیط زیستشون آلوده نشه؟! اونوقت کسی به ما یاد نداده که بنزین سرمایه ملی است و ... 


کلمات کلیدی:
 
نرخ تبديل ارز
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ تیر ۱۳۸٦  

دوستی در رابطه با نرخ تبدیل رینگت مالزی سوال کرده بود. باید بگم که در حال حاضر هر دلار آمریکا 45/3 رینگت ارزش داره اما نمی دونم الان دلار و یا رینگت چند تومان است.

یادم میاد حدود آذر ۸۵ (دسامبر ۲۰۰۶) که Offer Letter من رسیده بود دستم، نرخ تبدیل دلار و رینگت 65/3 در نظر گرفته شده بود و بر مبنای آن حقوق ما محاسبه شده بود. در آن زمان هر دلار آمریکا 920 تومان بود. یعنی ظرف  6ماه گذشته رینگت نسبت به دلار حدود 5 درصد تقویت شده است.


کلمات کلیدی:
 
وام
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦  

۱) مردم بومی در اینجا با پرداخت ۱۰٪ قیمت خانه وبا یک وام کم بهره (کمتر از ۴ درصد) ۲۰ ساله می توانند صاحب خانه شوند. این وام ۹۰ درصدی برای خارجیها به ۷۰ درصد کاهش می یابد و البته ارزش ملکی که یک خارجی می خرد نباید از ۲۵۰۰۰۰ رینگت کمتر باشد.  

۲) مردم بومی در اینجا بدون پرداخت پیش قسط و با وامهای ۵، ۷ و ۱۰ ساله ۰ تا ۵ درصدی می توانند صاحب ماشین شوند. خارجیها با داشتن ضامن بومی از همین مزایا برخوردارند و بدون ضامن مجبورند تا ۲۰ درصد قیمت ماشین را به عنوان پیش قسط بپردازند. (البته حقوق فرد بومی، ضامن و خریدار هم در پرداخت پیش قسط مهم است.)

۳) امروز یک نامه از بانک دریافت کردم. در نامه از من دعوت شده بود تا برای دریافت یک وام (معادل ۵ برابر حقوق ماهیانه) به بانک مراجعه کنم. سود وام ۸ درصد و مدت باز پرداخت آن ۵ سال تعیین شده بود. در ادامه نامه آمده بود که شما می توانید با این وام از تعطیلات خود به نحو احسن استفاده کنید.

۴) شنیدم که با این روزها با توجه به تورم قیمت خونه در تهران میشه با وام ۱۸ میلیونی بانک مسکن ۹ متر خونه در بعضی محله های تهران خرید. سود وام هم ۱۵ درصد است و باید حداقل یکسال ۶ میلیون تو حسابت داشته باشی!!!


کلمات کلیدی:
 
برخورد اجتماعی
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦  

پریروز برای انجام معاینات پزشکی جهت ثبت نام در دانشگاه به یک کلینیک رفتیم. فرمهای مربطه را ارائه کردیم و نزدیک به یکساعت ونیم تحت آزمایشات مختلف بودیم. از تست چشم گرفته تا آزمایش ادرار و عکس قفسه سینه. بعد از یکساعت ونیم هم تازه رفتیم پیش آقای دکتر که بیش از ۲۰ دقیقه ما را معاینه می کرد. برای من ایرانی خیلی تازگی داشت که به خاطر پرکردن یک فرم این تیپی  اینقدر وقت صرف شود!

یادم میاد سال ۸۳ که به خاطر خدمت سربازی می بایست یک همچنین فرمی را پرکنم، خانم دکتر از من پرسید مشکل خاصی نداری گفتم نه، گفت به دارو حساسیت نداری، گفتم نه و تمام فرمها را پرکرد!!!

نکته دیگه کار راه اندازی مردم اینجاست. خانم پرستار گفت نتیجه آزمایش ادرار پس فردا حاضر می شود، گفتم نمیشه فردا حاضرش کنید، آخه باید فرم را پست کنم، گفت فردا ساعت ۱۰ برای جمع آوری نمونه ها می آیند. من روی نمونه شما برچسب اورژانس می زنم و هر وقت که اومد با شما تماس می گیرم. و دیروز قبل از پایان ساعت اداری پست تماس گرفت و گفت که جواب آزمایش حاضر است.

دقیقا اتفاق مشابهی در سال ۸۲ افتاد. برای شرکت در امتحان فوق لیسانس عکس نیاز داشتم. متاسفانه روز آخر یادم افتاد، حدود ساعت ۹ شب به عکاسی فوری مراجعه کردم و قضیه را گفتم، عکاسباشی گفت که الان می خواهد تعطیل کند، گفتم برام حیاتیه، گفت نمیشه آقا، می خواستی زودتر بیایی!!!


کلمات کلیدی: