سفر داخلی یا داخلی؟
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸  

نمی دونم که سفر به ایران برای کیان سفر خارجی محسوب میشد یا داخلی بهرحال در تاریخ ٢ دی ١٣٨٨ مصادف با ٢٢ دسامبر ٢٠٠٨ عازم ایران شدیم. ظرف مدت این ٢ هفته، کیان فرصت یافت تا با صدای قوم و خویشها آشنا بشه، در ضمن شاهد عقد عموش هم در تاریخ ٨ دی (٢٨ دسامبر) بود. اما از همه مهمتر روز ٩ دی بود که فهمیدیم کیان بابا کاکل زریه!


کلمات کلیدی: کیان بابا ،ایران ،مالزی ،کرمان
 
رانندگی
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٧  
صبر مردم پینانگ در رانندگی بسیار زیاد است و یا به عبارت عامیانه تر اعصاب رانندگی دارند. البته خوب شاید این به خاطر این باشه که خیلی خلاف کار ندارن!
لذا وقتی که بیشر افراد مرتب و منظم رانندگی می کنند پلیس هم کمه! در نتیجه بعضی وقتها آدمهای قانونمند مثه من وسوسه میشن که خلاف کنن (!).
دیروز کمی عجله داشتم لذا به جای اینکه پشت ماشینهایی که می خوان بپیچن سمت راست وایستم اومدم و از خط کنار و با راهنما پیچیدم ملت هم که خدا خیرشون بده به آدم راه می دن! آما چند صد متر جلوتر دیدم که یه چراغ بالا پایین میره بعد فهمیدم که پلیسه و گفت بزن کنار!
پلیس: گواهینامه!
من: بفرما
پلیس: کجایی هستی؟
 من: ایرانی
پلیس:اینجا کار می کنی؟
 من: بله
پلیس: برا چی پشت ماشینها توقف نکردی؟
 من: خیابونا رو خوب بلد نیستم یه دفعه مسیرم عوض شد(!)
 پلیس: می تونم الان ۳۰۰ رینگت جریمت کنم! می تونی از عهدش بر بیایی؟
من: خلاف کردم دیگه مجبورم بدم
پلیس: اما می تونم صرف نظر کنم
من: اونوقت خیلی ممنون میشم!
دوباره آقا پلیسه تکرار کرد که می تونه جریمه کنه و میتونه صرف نظر کنه! بوی رشوه به مشامم می رسید اما چون فرهنگو نمی دونستم نتونستم پیشنهاد بدم! 
پلیس: اینبار صرف نظر می کنم! ولی بار آخرت باشه!
من: دستت درد نکنه!
بعد که موضوع را با بچه های مالایایی در میون گذاشتم فهمیدم که بازار رشوه در اینجا هم رواج داره و شاید به خاطر خارجی بودن من جریمه نشدم!
کلمات کلیدی: مالزی ،malaysia ،driving ،رانندگی